ز تربت گل او بوي سيب مي آيد

زقبرفاطمه بوي عجيب مي آيد

صداي هق هق يك ابر خسته و تنها

صداي بارش امن يجيب مي آيد

صداي كيست كه آهسته اشك مي ريزد؟

صداي گريه مردي غريب مي آيد

علي ست اين كه رود بر مزار فاطمه اش

مريض عشق كنار طبيب مي آيد

عجيب نيست كه آتش بگيرد اين دريا

كه بوي سوختن از يك حبيب مي آيد