شعر ابراهیم قبله آرباطان برای حضرت زهرا(س)
در میزنند و پشت در آتش به پا شدهست
کوچه به درد ملتهبی مبتلا شدهست
در میزنند و شهر نفس هم نمیکشد
حجم سکوت ممتد بیمنتها شدهست
در را شکستهاند و کسی ضجه میزند
بر روی شهر وقت نزول بلا شدهست
تکلیف یک کبوتر پهلو شکسته چیست؟
وقتی در آشیانهاش آتش به پا شدهست
نفرین به مردمان دغل کار روزگار
کز ظلمشان به آل پیمبر جفا شدهست
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 15:54 توسط وحیده افضلی
|